قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4857

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و نود و هشت هجرى [ موافق سال هفتصد و هشتاد و هشتم از رحلت خير البشر ] « 1 » در اين سال صاحبقران ، اميرزاده ميرانشاه و اميرزاده محمد سلطان را با جمعى كثير از امرا به تسخير ولايات چركس فرستاد و حكم فرمود كه آن ولايات را تسخير كرده مراجعت نمايند . شاهزادگان و امرا به تعجيل به ولايت چركس درآمدند و اكثر آن ولايت را غارتيده با غنايم بسيار مظفر و منصور معاودت نمودند . و امير عثمان عباس در اين وقت به تهمتى گرفتار شده به قتل رسيد . و آن حضرت متوجه البرز كوه شد و ايل و الوس بورى بردى را كه حاكمش براقان « 2 » بود ، در مواضع محكم و درهاى كوه البرز يافته اكثرى از ايشان را به قتل آورد و به سلامت به اغروق پيوست . و امير سيف الدين كه در اغروق چيزهاى دروغ شنيده بود ، به غايت خوشحال شده طوقى [ ى ] عظيم نمود و چند روز در آن علفزار مقام شد كه چهارپايان فربه شدند . باز آن حضرت اروق را گذاشته متوجه قلعهء كولا و طاووس شد و به پاى قلعهء طاووس - كه از توابع البرزكوه است - آمده ، قلعه در غايت استحكام به نظر درآمد . « 3 » و جمعى از كوه‌روان مكريت « 4 » كه در لشكر منصور بودند حسب الحكم آنها احتياط اطراف و جوانب قلعه نموده به عرض رسانيدند كه اين قلعه بر قلهء كوهى واقع است و دو كمر كه برآمدن بر آن ممكن نيست در ميان حايل . « 5 » صاحبقران فرمود كه تا چند نردبان محكم بلند

--> ( 1 ) . حاشيه نسخ سه گانه : 797 . ( 2 ) . ظفرنامه : براغان ؛ روضة الصفا : براقن . ( 3 ) . ظفرنامه : « . . . و تير از زير به بالاى قلعه نمىرسيد بىتكلف عقل از تصور تسخير آن عاجز بود . » ( 4 ) . ق : تكريت ؛ م ، ش : كريت . تصحيح از ظفرنامه و روضة الصفا . ( 5 ) . ظفرنامه : « ايشان . . . بعد از تفحص بسيار به هيچ وجه راهى كه بدان قلعه توان رسيد نيافتند . »